
تنها براي چشمان تو مي نويسم که نگاهت تکراري از آسمان است
تو هماني هستي که بهار را برايم به ارمغان آوردي و
من هماني هستم که به عشقت وفادار مانده ام
و روزهاي بي تو را در دفتر دلم شمارش کردم...
دوستت دارم

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست
بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست...

کاش آن لحظه که تقدیم تو شدهمه هستی ام.
می سپردم که مواظب باشى .
جنس این جام بلوراست.
پرازعشق غروراست.
گربازیچه شود.
می شکند
می ميرد...


اينم خطمه
مسخره ام نكنينااااااااااا![]()
![]()
چون از اين نوشته خيلى خوشم مياد گذاشتم توى وبلاگم...![]()
![]()

تا بگم چقدر دوستت دارم
نمى گم انــــدازه ى ستـــــاره ها
نمى گم تورو مى خوام قد خدا
من تورو قد خودت دوستت دارم
زندگيمو روى چشمات مى ذارم...
( براى هميشه دوستت دارم)

دلم مى خواد تو زندگيت گل باشى بهترين باشى
مى خوام بگم يك كلمه حرفى كه توى دلمه
هم سخته نگفتنش هم گفتنش مشكلمه
مى خوام بگم كه تير غم سوى دلم كمون زد
واژه عشق روى لبام جوونه زد عزيز من تو زندگى
عشقه كه گنج آدمه اين زندگى بدون عشق
مثل يه خوابه درهمه اما هوس يه آتيشه
با آتيش بازى نكن هدر نده زندگيتو خونه براندازى
نكن به سوى عشق ابدى مرغ دلم پر مى زنه
فرشته ى اقبال من انگار داره در مى زنه
عشقى كه در دل منه يه هديه خداييه
نشونه اى از زندگى با يك جهان زيباييه ...

ميرم اونجايى كه شايد بتونم از تو بخونم
با همه درد زمونه ، با كلام عاشقونه
اونكه اينجا پريشونه تا ابد واست مى خونه
حالا كه دل شده تنگت واسه حرفهاى قشنگت
واسه اون برق نگاهت واسه اون دل سنگت
مى نويسم كه بدونن همه دنيا بخونن
كه همو تنها نذارن واسه همديگه بمونن
توى دنيايى كه داريم واسه هم غصه نياريم
غم رو از دلها برونيم جاى اون شادى بزاريم
نكنيم كارى كه شايد روزى بشيم پشيمون
عاشقى و مهربونى ازمون بشن گريزون
به خدا دنيا قشنگه همه ى عشقا يه رنگه
واسه قلب شيشه ايمون غم و غصه مثل سنگه....

نه در بندم نه آزادم
نه آن ليلاترين مجنون
نه شيرينم نه فرهادم
فقط مثل تو غمگينم
فقط مثل تو دلتنگم
اگر آبى تر از آبم
اگر همزاد مهتابم
بدون تو چه بى رنگم
بدون تو چه بى رنگم...

و زمان كوتاه است
زندگى
واژه ى دير آشناست
تا بخواهى كه بفهمى
كه هستى و چه هستى
دست تقدير تو را
به تماشاى تماشاترين
فرداى دگر خواهد برد ...

به سكوتى خيره شده ام
كه مرزهاى آن تمام دنياى
مرا فرا گرفته است شايد
وقتى ، جايى ، كسى ، زمانى
آرزو داشت اين مرزها را پشت
سر گذارد اين سكوت را بشكند
نمى دانم
شايد!!!

تمام دل خوشيهايم را
به تو بخشيدم
اما وقتى گريه هايم را ديدى
با سر انگشت نيشخند
به كلبه ى ويران دلم
تلنگر زدی بی آنکه
سماجت اشكهايم را بفهمى
بى آنكه بدانى در ميان كوچه
پس كوچه ها
خواهم مرد
اكنون در ميان تب خاطره ها
چه چيزى يرايم سوغات آوردى؟
هيچ
قلبى كه با جوهر قرمز هم
رنگ نمى شود !!!

خدا خودش تنها نشست قصه ى عالم رو نوشت
از جنس عشق شهركى ساخت اسم اونو گذاشت بهشت
از آب و خاک اون آدم رو سرشت...

قطار مى رود
تو مى روى
تمام ايستگاه مى رود
و من چقدر ساده ام
كه ســـالهاى سال
در انتظار تو
كنار اين قطار رفته ايستاده ام
و همچنان
به نرده هاى ايستگاه رفته
تكيه داده ام !!!

دل و از مــــــال دنيــــــــــا به تو هــــــديـــــه داده بــــــودم
بــــا تـــــــموم بـــــــى پنــــاهـــــى به تو تكيــــــــه داده بودم...

قسمت نشد ببينمت خدانگهدارى كنم فرصت نشد بمونم و از تو نگهدارى كنم
گفتم اگه ببينمت دل كندنم سخته برات اگه يه وقت بگى نرو رفتن پر از درده برام
گفتم صداتو نشنوم نديده از پيشت برم پشت سرم زارى نكن چه كار كنم مسافرم
من مى رم ولى باز تو بدون هميشه ياد تو از خاطره من فراموش نمى شه گل من
خوب مى دونهى تك وتنهام عزيزم اگه تو نباشى ميميرم نامه ها رو تا تهش بخون
گريه نكن طاقت بيار نامه رو خط خطى نكن دو جمله ام دووم بيار باور نكن يه بى وفام
نامه ميزارم و ميرم نه قسمت زندگى اينه به كى بگم مسافرم سهم من از تو دوريه
تو لحظه هاى بى كسى قشنگيه قسمت ماست كه ما به هم نمى رسيم
هميشه زنده مى مونه با ياد تو ترانه هام منو ببخش اگه بازم اشكام چكيد رو نامه هام
ديگه تموم شد فرصتم خاطره هام پيشت باشه تموم خاطره هات خوش خدانگهدارت باشه...


وقتى دستام خالى باشه
وقتى بـــاشم عــاشق تو
غير دل چيزى ندارم
كه بدونم لايق تــــو
( قلبم براى تو ...)

امشب شب آخره كه مزاحم دلت شدم
خورشيد فردا مال تو ببخش كه عاشقت شدم
بدرقه لازم ندارم ميـــــــــــرم عـــزيزترين
نــــذار بمــــــــونه زير پا قلبــــــمو بردار از زميـــــن
دوست دارم براى تو فقط يه حرف ساده بود
غــــافـــــل از اينكه قلـــــب من منتظــــر اشاره بود ...
( خيلى دوستت دارم)





عزيزم خيلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــى دوستــــــــــــــــــــــــت دارم![]()
![]()

همه دلا شكسته تموم لبها بسته
دلم مى خواد بخونم اما سازا شكسته
همه دلا پرغم تو چشمام اشک ماتم
ديگه فرياد رسى نيست بجز خدا كسى نيست
از عشق نميشه حرف زد
نه از محبت دم زد
ديگه كسى نمونده كه رفت و خونه اش در زد
از بس تنها نشستم درا رو ، رو خودم بستم
همصحبت آينه ، اونم زدم شكستم
آه اى خدا به دادم ما نمى رسى
مرديم ز حسرت بى كسى ...

روزى كه ما با هم آشنا شديم چه خوب بود
مثل اين روزا نبود يه روز بى غروب بود
تا ديگه دلامون از همديگه بى خبر شدند
سينه مون مثل كوير تشنه و تشنه تر شدند
ديگه اون روزا گذشت زندگى همينه
غنچه ديگه وا نميشه تو كوير سينه
ديگه نگو دوستم دارى باورم نميشه
تو اون نبودى كه با من بمونى هميشه
از گذشته حرف نزن كه دلم تنگه هنوز
بعد تو عشق ديگه تنها نيست يا اگه هست
واسه من پر نيرنگه هنوز گل سرخ عشق ما
گل خوش رنگه هنوز اگه پرپر نكنيش گلى كه توقلب ماست بهترين رنگه هنوز ...

يه روز نگاهم مى كنى يه روز جوابم مى كنى
يه روز مثل كوه يخى با غصــه آبــم مى كنى
يه روز مياى اسم منو كنار اسمــت مــــى زنى
يه روز منو دور مى كنى اسم منو خط مــى زنى
خوب ميدونى كه چه جورى دل منـــــــــو بسوزونـــى
خوب ميدونى كه چه جورى دل منــــــــــو بلرزونـــــى
حالا زدى يه دستى دل منــــــــــوشكستـــى
تا اومـــــدم بجنبـــــــــم دل به غريبــى بستــــى
يه روز مياى از راه دور با كولـــه بــارى از غــــرور
يه روز ميخواى برى سفر ميخواى كه از من دور بشى
يه روز گل خنده ميشى لبامو خنــــدون مى كنـــــى
يه روز بلاى جـــــونـــمى چـــشمامـــو گريون مى كنى...
(تورو خدا اينقدر اذيتم نكن)

آهاى دنيا نگاه كن ببين عاشق ترينم
تو عاشقاى دنيا كلام آخرينم
نگاش قلبمو دزديد منو صيد خودش كرد
با حرفهاى قشنگش منو خام خودش كرد
من مى خوام دنيا نباشه اگهاز من جداشه
يه دل تو سينه دارم مى خوام اونم فداشه
بيا آهنگ من باش صداى ساز من باش
ببين عاشق ترينم تو هم عاشق من باش
بيا با من يكى شو صداى قلب من شو
واسه نفس كشيدن هواى تازهام شو....
( بخدا دوستت دارم)

مثل باد سرد پاييز غم لعنتى به من زد
حتى باغبون نفهميد كه چه آفتى به من زد
رگ و ريشه هام سياه شد تو تنم جوونه خشكيد
اما اين دل صبورم به غم زمونه خنديد
آسمون مست جنونى آسمون تشنه ى خونى
آسمــون مست گناهــى آسمون چه روسيــــاهى
اگــه زندگـــى عذابـــه يه حبــــابه روى آب
من به گريه هام مى خندم می گم اين همش يه خوابه
آسمــــــون تو مـــــرگ عشــــق رو توى يافـــته هــام نوشتى
اين يك غـمنامه ى تلخه كه تو سر تا پام نوشتـى
مــــن به لحظه ى شـــكستن اگــــه نزديـــك اگــــه دورم
از تـــرحم تــو بيـــــزارم تــــــو خــــودم ســنــــگ صــبــــــورم
آسمون تيشه ات شكسته
مـــن ديـــگـــه رو پـــــام مــــى مــونم
منــــو از تنـــم بگيرى تو ترانه هام مـــى مونم...

بى تو هر شب غمتو به خلوت خودم مى بردم
خبرى از تو نبود و لحظه ها رو مى شـــــــمردم
وقتــــى شب سحر مى شد بـه بـــــى قـــــرارى
خــــودمـــو به دســـت گريــــه مــى ســــپــــردم
گـــله و شكــايتى از تــــو بـــــه لـــب نمـــى آورم
تـــــو به ياد من نبودى اما من واست مى مردم
من تورو از تو مى خواستــــم كـــه به عشقــــــت
در دنيا رو بـــــه روى خــــــــود بــــــــــــــــــبــندم
تو منو مثـــل يه بـــازيــــچـــــه مــــى خواستــــى
كـــه واســــــت گريـــه كنــــم واســـــت بــخنـــدم
امــــــــــا من واســــــــت مــــــــــى مــــــــــــــردم
يـــــــــه شــــبى بى تو توى دفترچـــه ى قلــــبم
اونــــــــجا كه آخر عشــــــق و ســـــــــر گذشتــه
زيــــــر اســـــم خودمــــــون واســــت نوشتــــــم
راست مـــى گى كه اون گذشتــــه ها گذشتــــه
تو منو با دريا دريا اشك چشمام نمى خواستى
آخه تو بيشتر از اون گريه ى من گريه مى خواستى
تو منو مثل يه بازيچه مى خواستى اما من واست ميمردم....
(ميميرم برات)

به چشماى تو سوگند كه عشقت واسه من رنگ جنونه
عشقت مثل يه آتيشه تو قلبم مثل خونه
اگه يار تو باشم با اين دستاى خسته ام
واسه تو لونه ميسازم تو اين قلب شكسته ام
من اونقدر پر عشقم من اونقدر پر دردم
كه عاشقـــــــــاى دنـــــيا نمى رسن به گـــــردم
ديگه خواب تو چشام نيست اميدى تو نگام نيست
پــــــــر از دردم يه درمون سر رام نيست
تو كه نيستى خيال كن كه ديگه هميشگى با هام نيست
ديگه هيچی تو اين زندگى اونجور كه مى خوام نيست
من از غم مى نويسم كه بخونى
من از دل مى نويسم كه غم عشقو بدونى
تو از حال يه عاشق
آخه هيچى نمى دونى....

تو تنهايى قلبم يه شب نقش تو افتاد
مثل اينكه خداوند تو وعشق و به من داد
تو دلتنگى دنيا باهات عشق و شناختم
با اين واژه خوشبخت همه دنيامو ساختم
همش كار دلم بود دلم خواست كه فدات شم
دلم خواست كه تو دنيا پريشون تو شم
دلم خواست بشـــــــــم عاشـــــــق
چى شد مستى چشمات چى شد باده ى نوشم
ديگه بى تو يه رسواى پريشون شده ى خونه به دوشم
هنوزم عاشـــــق و تنـــــهايى مى خونه نشينم
ديگه بى تو يه ديوونه مو ديوونه ترينـــــم....
(ديوونتـــــــــــــم )
